و
![]() | |||||||
| میلاد مولود کعبه/حضرت علی (ع) ؛ مرد عدالتخواهی و حقیقتطلبی | |||||||
| |||||||
نوشته شده توسط عبداله در 1388-04-15 و ساعت 01:29 | - نظر(0) -
اغاز بهار طبیعت ، عید سعید نوروز را به همه هموطنان فارسی زبان تبریک عرض می کنم همه خوبیها و زیبائی ها و شادیهای جهان را برایشان از درگاه یگانه هستی بخش آرزومندم .برای افزایش اطلاعات همگان نظر بینندگان عزیز را ویژه نامه نوروز از زیبا سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان جلب می نمایم http://www.tebyan.net
|
نوشته شده توسط عبداله در 1388-01-15 و ساعت 12:34 | - نظر(0) -
باسمه تعالی
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
تقدیم به همه عدالت جویان و عاشقان شیدای دیدار " رهبر حکومت واحد جهانی اسلام "
نجوای شیفته ای از منتظران آخرین وارث غدیر حضرت ولی عصر عج که در هفته نامه وزین صبح صادق مورخ هفت بهمن ۱۳۸۷ در صفحه آخر درج شده جلب می نمایم و التماس دعا دارم .
***
حسن ختام
بيا صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس روضه
عصر يك جمعه ي دلگير.دلم گفت بگويم بنويسم كه چرا عشق به انسان نرسيده است ؟چرا آب به گلدان نرسيده است ؟چرا لحظه ي باران نرسيده است ؟و هر كس كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است ؟به ايمان نرسيده است و غم عشق به پايان نرسيده است ؟بگوحافظ دل خسته زشيراز بيايد بنويسد .كه هنوزم كه هنوزاست چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟ چرا كلبه ي احزان به گلستان نرسيده است ؟دل عشق ترك خورد؛ گل زخم نمك خورد؛ زمين مرد،زمين مرد.خداوند گواه است. دلم چشم به راه است و در حسرت يك پلك نگاه است.ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد كاش به جايي، برسد كاش صدايم به صدايي ...
عصر اين جمعه ي دلگير؛ وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس تو كجايي گل نرگس ؟ به خدا آه نفس هاي غريب تو كه آغشته به حزني است زجنس غم و ماتم؛ زده آتش به دل آدم و عالم .مگر اين روز و شب رنگ شفق يافته در سوگ كدامين غم عظمي به تنت رخت عزا كرده اي اي عشق مجسم كه به جاي نم شبنم بچكد خون جگر از عمق نگاهت؛ نكند باز شده ماه محرم كه چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت .به فداي نخ آن شال سياهت .به فداي رخت اي ماه! بيا.
صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي آجرك الله...
عزيز دو جهان،يوسف در چاه،دلم سوخته از آه نفس هاي غريبت.دل من بال كبوتر شده،خاكستر پرپر شده،همراه نسيم سحري روي پر فطرس معراج نفس گشته هوايي .و سپس رفته به اقليم رهايي...
به همان صحن و سرايي كه شما زائر آني و خلاصه شود آيا كه مرا نيز به همراه خودت، زير ركابت ببري تا بشوم كرب و بلايي .:به خدا در هوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه ي دفتر غزل ناب ندارد،شب من روزن مهتاب ندارد.
همه گويند به انگشت اشاره :مگر اين عاشق دلسوخته ارباب ندارد...؟؟
تو كجايي ..؟تو كجايي شده ام باز هوايي شده ام باز هوايي ...
گريه كن؛ گريه و خون، گريه كن آري كه هر آن مرثيه را خلق شنيده است شما ديده اي آن را؛ و اگر طاقتتان هست كنون من نفسي روضه زمقتل بنويسم، و خودت نيز مدد كن كه قلم در كف من همچو عصا در يد موسي بشود چون تپش موج مصيبات بلند است ..به گستردگي ساحل نيل است...و اين . بحر طويل است .
و ببخشيد اگر اين مخمل خون بر تن تب دار حروف است، كه اين روضه ي مكشوف لهوف است ...
عطش بر لب عطشان لغات است و صداي تپش سطر به سطرش همگي موج مزن آب فرات است .
و ارباب همه سينه زنان كشتي آرام نجات است؛ ولي حيف كه ارباب ((قتيل العبرات )) است .ولي حيف كه ارباب
((اسير الكربات )) است ولي حيف هنوزم كه هنوز است حسين ابن علي تشنه ي يار است و زني محو تماشاست زبالاي بلندي ..
الف قامت او دال و همه هستي او در كف گودال و سپس آه كه ((الشمر 55))
خدايا چه بگويم .كه (( شكستند سبو را و بريدند ))...
دلت تاب ندارد؛ به خدا با خبرم. ميگذرم از تپش روضه كه خود غرق عزايي،تو خودت كرب و بلايي.
قسمت ميدهم آقا به همين روضه كه در مجلس ما نيز بيايي...تو كجايي
سيد حميدرضا برقعي
هفته نامه سياسي فرهنگي و اجتماعي: صبح صادق
نوشته شده توسط عبداله در 1387-11-14 و ساعت 11:56 | - نظر(0) -
![]()
انگاه که گیلاس های ... در مجلس گفتگوی ادیان به ریاست بوش جنایتکار (نماینده استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل وریاست جمهور آمریکا ) و با حضور تنی چند از سردمداران کشورهای باصطلاح مسلمان عرب و تعدادی از مفتیان خود فروخته که خود را به ناحق اهل سنت و جماعت می نامند و داعیه رهبری سیاسی و دینی امت اسلامی را در سر می پرورانند و با همراهی نخست و زیر رژیم غاصب و نامشروع اسرائیل در آمریکا بهم خورد و جامها به سلامتی صهیونیسم بین الملل نوشیده شد ، مجوز بخاک و خون کشیدن مسلمانان مظلوم و بی پناه فلسطین به ددمنشان اسرائیل از حلقوم نا پاک خائنان به ملت عرب و امت اسلامی صادر شد و اینک دژخیمان با خیالی آسوده از اعتراض بعضی ازکشورهای عربی منطقه بی مهابا به نسل کشی ملت قهرمان و آواره فلسطین مشغولند . و ناشران قرآنهای نفیس سرمست از باده محبت و دوستی دشمنان تا بن دندان مسلح اسلام و قرآن با سکوت مرگبار خود برای اسرائیلیان غاصب و دشمن انسانیت هورا می کشند و در پنهان هزینه های وحشی گری و نسل کشی ملت فلسطین را از جیب مسلمانان غافل می پردارزند و و عربت واسلامیت را بپای جنایتکاران قربانی نموده اند . ای مسلمانان جهان ، ای آزاد اندیشان جهان بپا خیزید وبر علیه سکوت مرگبار مجامع بین المللی قیام نمائید . تا کی باید در برابر خائنان به بشریت سکوت کرد و تا کی....
نوشته شده توسط عبداله در 1387-10-11 و ساعت 11:00 موضوع: فلسطین . غزه آتش و خون | - نظر(0) -
عنوان: پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه تاریخ: ۱۳۸۷/۱۰/۰۸ |
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند. |
نوشته شده توسط عبداله در 1387-10-08 و ساعت 03:40 | - نظر(0) -
http://www.yeganehmonji.blogfa.com
ØØØØªÙ ÙÛÙØØ ÙØØÙØ ØØªØØÙ ØªØØÙØÚ ØØÙØÙ ÙÙØÛØª Ù ØÙØÙت Ø ÙØØØ غØÛØØ ØØØØª ØØØª ØÙ ØÙØØÙ ØØÚØÙ ÙÙØÙ ÙÙØÙØ (ØØ)
ØØÙØØÙØ ÙÙ ØÙÙØØØ¡ Ø ØØ ØÙØÙ Ù ØÙØÙÛØÙ ØªØØÛÚ Ù ØªÙÙÛØª ØØØ
ØØØªØÛÙ ØØÙØÙ ØÙت ÙÙ ØÙØªØØØ ÙØØ ØØØª . ÙÛØÙØØ ØÚØÙ (ØÙÙ ØÙÙÙ ØÙÛÙ Ù ØÙÙ)
ÚÙÙ ØØØªÙ ÙØ ØÙ ØØØÛÙ ØØØÙ ØØØª ØØØØ ÙØØ ÙØØÛÚ ØØØª Ù ØØ ØÙ ÙÙÚØÙ ÚÙ ØÙÙÙ ÙØÙ ØÙØ ØªÙÚ ØÙØ
ÙÙØØª ØØØØªÙ Ù ØØØÛØ ÙØØ ÙÙ ØØØ. ØÙÛØ ØÙÙØÙÙÛÙ ØØØØª ØÙÙ ( ØÙÛÙ ØÙØÙØÙ )
نوشته شده توسط عبداله در 1387-05-27 و ساعت 01:37 | - نظر(1) -
![]() |
|||
| |||
![]() مرکز جهانى اطلاع رسانى آل البيت (ع) پايگاه الشيعه / فارسى |
| كتابخانه الكترونيكي |
نوشته شده توسط عبداله در 1387-04-09 و ساعت 12:30 | - نظر(1) -
به فرزند دلبندش حضرت ولى عصر (عج) و مسلمانان جهان تبريك و تهنيت باد
| * مناسبتهاى ماه جمادى الثانية * زندگى نامه حضرت زهرا (س) * سيره حضرت زهرا (س) * كتابهايى درباره فاطمه زهرا (س) * مولودى حضرت زهرا (س) |
پايگاه الشيعه / فارسى
نوشته شده توسط عبداله در 1387-04-08 و ساعت 11:52 | - نظر(0) -
ایام سوگواری شهادت بانوی بانوان یگانه مظلومه تاریخ شهیده راه ولایت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به عموم مسلمین جهان بخصوص هموطنان عزیزم تسلیت عرض می نمایم و بهمین مناسبت نظر دوستداران اهل بیت علیهم السلام را به سخنانی از آیت الله وحید خراسانی به نقل از : http://www.al-shia.com جلب می نمایم :
حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهى
آيتالله وحيد خراسانى
مقام صديقه كبرى فاطمه زهرا(س) مقام بسيار بزرگى است، ايشان بر گردن مسلمانان حق بزرگى دارند، ولى متأسفانه آنگونه كه مستحق است اين حق را ادا نكردهايم، از آن ميترسم كه محكمهاى در دنيا كه قاضى آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و يا در آخرت كه قاضى آن خداوند تبارك و تعالى باشد تشكيل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آيا براى اداى حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كارى انجام دادهايد؟ حتى به مقدار اعتراف يك فقيه سني؟ ميترسم كه آن زمان جوابى نداشته باشيم.
بايد آنچه را كه صحيح بخارى دربارة حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببينيم و لو غير عامدانه؟ متعصبترين و نقادترين فقهاى اهل سنّت، بخارى را صحيح و معتبر ميدانند، در اين كتاب از ابى وليد از ابن عيينه، از عمرو بن دينار، از ابن ابى مليكه از موربن مخرمه روايت شده است كه رسول الله(ص) فرمود:
فاطمة بضعة منّي، من اغضبها فقد أغضبنى
فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگين كرده است.
ميخواهيم در مورد اين حديث بحث و بررسى كنيم، حديثى كه يك فقيه سنى آنرا روايت ميكند و در ميان فقهاى اهل سنّت، سند اين حديث صحيح و از درجة بالايى برخوردار است، چرا كه بخارى ـ كسى كه در صحت احاديث بسيار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و از طرفى ذهبى ـ كه از نقادترين افراد نسبت به احاديث است ـ اين حديث را صحيح و معتبر دانسته و آن را به گونهاى ديگر روايت ميكند:
إنّ الرّب يرضى لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.(مستدرك الحاكم، جلد 3، ص 154)
همان خداوند با خوشنودى فاطمه خشنود و با ناراحتى فاطمه ناراحت ميشود.
پس در نزد آنها اين حديث از لحاظ سند در حد قطعى الصدور از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است. ما حديث بخارى را مفّسر و مؤيدى برحديث ذهبى ميدانيم. حال ميگوييم اين حديث بر چه چيزى دلالت ميكند؟ خشنودى و غضب در انواع مردم از كجا ناشى ميشود؟ حيات نباتات به دو عامل بستگى دارد؛ عامل اول قوت جذب و عامل دوم قوت دفع است، اين دو قوت در حيات حيوان به صورت دو قوة خشنودى و خشم ظاهر ميشود، كه هر دو ناشى از طبع و غريزهاند، امّا در حيات انسانى چه؟ معناى حيات انسانى آن است كه هريك از ما به درجة انسانيتى برسد كه ركن و پشتيبان وجودش، عقلش باشد، «دعامة الإنسان عقله» (علل الشرايع، جلد 1، ص 103.)اينجاست كه عقل منشأ تمام خشنوديها و خشمها در وجود انسان ميگردد، امّا قبل از آن، منشأ آن دو طبع و غريزه بود.
آيا من به مرحلة انسانيتى كه منشأ خشنودى و خشمش، عقل است رسيدهام؟ ميگويم: هرگز، اصلاً، هر عاقلى در اولين درجات تعقلش بايد بداند كه به درجة انسان عاقل نرسيده است، اين اعتراف خيلى مهم است.
آيا ما تاكنون نفهميدهايم كه محك انسانيتمان و ميزان آن چيست و به چه مقدار است؟ خوشحالى و خشم ما به خاطر حاجات بدنى ما است، هركدام از ما در وجود خود بنگرد، هنگامى كه شخصى كه به او اطمينان و اعتقاد دارد او را ترك كند، آيا ناراحت ميشود يا نه؟ اين ناراحتى خود يك گناه است، به درجة انسانيت نرسيده است، هيچكدام از ما به درجة انسانيت نرسيده است مگر اينكه منشأ خشم و خشنودى او عقلانى باشد نه غريزي.
پس هرگاه در زندگيمان، منشأ خشنودى و خشممان را، حتى براى يك بار از عقل ديديم، آن موقع است كه براى يك بار انسان شدهايم، امّا اگر خشنودى و غضبمان ناشى از بطن و فرج بود مطمئناً از حيوانات خواهيم بود ولى در شكل انسان.
امّا انسان عقلانى كسى است كه براى هميشه با خشنودى عقل، خشنود ميشود و با خشم عقل، خشمگين ميگردد. پس اگر كسى را در روى كرة زمين پيدا كرديد كه به اين درجه از شخصيت رسيده بود مرا خبر كنيد تا پيش او بروم و نه تنها دستش را ببوسم، بلكه گرد وغبار گامهايش را نيز ببوسم.
بالاتر از اين مرتبه مقامى است كه ممكن است انسان به آنجا برسد، و آن زمانى است كه ارادة انسان، در ارادة خداوند تبارك و تعالى فانى گردد، ديگر او ارادهاى ندارد و ارادة او عين ارادة خداست. و اين همان درجهاى است كه تمام كارهايش «يرضى لرضا الله و يغضب لغضب ربّه» ميشود. يعنى اگر فرزندش را كشتند، خشم او به خاطرخشم پروردگار است نه خشم نفسش و اگر فرزندش را زنده كردند بهخاطر رضاى خداوند خشنود ميگردد، نه رضاى نفسش، تصور اين درجه بسيار مشكل است چه رسد به تحقق اين امر!
اين همان مقام عصمت خاتمالانبياء(ص) است. عصمت آن مخلوقى كه نظيرش در ميان تمام مخلوقات وجود ندارد، كسى كه حب و بغضش در حب و بغض خداوند فانى شده است. چيزى را دوست نميدارد مگر اينكه خداوند آن را دوست بدارد و از چيزى خشمگين نميشود مگر اينكه خداوند را از آن چيز خشمگين ببيند.
و اين همان بشرى است كه به مقام «و ماينطق عن الهوى إن هو إلاّ وحى يوحي» (از روى هوا و هوس حرفى را نميزند و هرچه كه ميفرمايد چيزى جز وحى خداوندى كه به او نازل شده نيست. سورة نجم (53) ، آية 3 و 4.) رسيده است. و اين همان درجهاى است كه از آن به عصمت خاتميه تعبير ميشود، عصمتى كه غير از عصمت ابراهيميه است، عصمت ابراهيميه نيز با عصمت يونسيه متفاوت است.
عصمت حضرت يونس(ع) هم عصمت است اما:
وذا النّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظّلمات أن لا إله إلا أنت سبحانك إنّى كنت من الظّالمين.(سورة انبياء (21)، آية 87.)
و ياد آر حال يونس را هنگاميكه از ميان قوم خود غضبناك بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در مضيقه و سختى نميافكنيم آنگاه در آن ظلمتها فرياد كرد كه الهي، خدايى به جز ذات يكتاى تو نيست تو از شرك و شريك پاك و منزهى و من از ستمكارانم.
او پيامبر خدا و معصوم است . اما خودش را محتاج ميبيند كه به مقامى بالاتر برسد «سبحانك إنّى كنت من الظّالمين». كه آن حضرت، قبل از آنكه وارد شكم ماهى شود به آن مقام نرسيده بود.
همچنين يوسف(ع) نيز پيامبر خدا و معصوم است. و برهانى كه خداوند به او نشان داد، همان عصمتش بود:
و لقد همّت به وهمّ بها لولا أن رأى برهان ربّه كذلك لنصرف عنه السّوء و الفحشاء إنّه من عبادنا المخلصين.(سورة يوسف (12)، آية 24.)
آن زن باز اصرار كرد و اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعى اهتمام ميكرد اينچنين عمل زشت و فحشا را از او دور كرديم كه همانا او از بندگان معصوم ماست.
اما ايشان در يك درجه عصمت داشتند كه:
و قال للّذى ظنّ أنّه ناج منهما اذكرنى عند ربّك فأنساه الشّيطان ذكر ربّه فلبث فى السّجن بضع سنين.(سورة يوسف (12)، آية 42.)
آنگاه يوسف از رفيقى كه او را اهل نجات يافت درخواست كرد كه مرا نزد پادشاه ياد كن در آن حال شيطان ياد خدا را از نظرش ببرد بدين سبب در زندان چند سال محبوس ماند.
اما تسليم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودى و غضب خداوند، مقامى خاص است كه اين مقام مخصوص برترين مخلوقات و خاتم پيامبران و آقاى رسولان است، اين مقامى است كه ميتوان گفت: اوست كه از خشنودى خدا خشنود و از غضب خدا خشمگين ميشود، و از طرفى ديگر خداوند تبارك و تعالى نيز از خشنودى او خشنود و از غضب او خشمگين ميشود.
آيا بخارى و ذهبى فهميدهاند كه چه چيزى را روايت كردهاند:
إنّ الرّب يرضى لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.
و آيا فهميدهاند كه اگر پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
همانا فاطمه(س) با خشنودى خدا خشنود و با غضب خدا غضبناك ميشود.
اين كلام دال بر اين مطلب است كه منشأ خشنودى و خشم حضرت فاطمه(س) نفس ايشان نيست بلكه منشأ آن خداوند تبارك و تعالى است. معناى اين همان درجه عصمت كبرى است كه رسول الله(ص) دارد. بالاتر از آن، كلام پيامبر اكرم(ص) است كه ميفرمايند:
إنّ الرّب يرضى لرضا فاطمه و يغضب لغضب فاطمة.
همانا خداوند از خشنودى فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناك ميشود.
اين به چه معناست كه به درجهاى برسد كه «لام» خشنودى از طرف فاطمه(س) باشد (يعنى خداوند از خشنودى فاطمه(س) خشنود شود و اين مقام بالاتر است از اينكه فاطمه(س) از خشنودى خدا خشنود گردد.)
اينجاست كه معناى اين سؤال فهميده ميشود كه فاطمه(س) را چه كسى ميشناسد، اين فاطمه(س) چه كسى است؟ و در جواب ميگوييم: امام جعفر صادق(ع) كسى است كه ميداند فاطمه كيست، ايشان ميفرمايند:
إنّما سمّيت فاطمة فاطمة لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.(تفسير فرات، ص 581.)
همانا فاطمه، فاطمه ناميده شد، چرا كه مردم از شناخت ايشان ناتوانند.
پس با دليل ثابت كرديم كه از معرفت و درك مقام حضرت فاطمه(س) عاجز هستيم، ما از معرفت آن درجة بالايى كه خداوند متعال رضايش را در رضايت او و غضبش را در غضب او گذارده است عاجز هستيم، عاجز هستيم از معرفت اين مخلوق ربانى و حوراى انساني، او كيست؟...
اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در شب دفن پيكر مبارك حضرت فاطمه(س) ميفرمايند:
أمّا حزنى فسرمد و أمّا ليلى فمسهّد.( امالى المفيد، ص 281)
حزن و اندوهم هميشگى شد و خواب بر من حرام گشت.
بهتر است بدانيم كسى كه اين جمله را بيان ميكند دنيا و آخرت را شناخته و هر دو آنها را زير پايش گذاشته است! چرا كه اوست كه فاطمه(س) را ميشناسد. ملاحظه كنيد هنگامى كه برجنازة حضرت نماز ميخواند چه ميفرمايد. آنچه براى او در كنار پيكر همسرش اتفاق افتاد، هيچ كجا رخ نداده است، نميتوانيم بيشتر از اين بگوييم. از مصباح الأنوار در بحارالانوار حديثى از ابى عبدالله الحسين(ع) نقل شده است. كه حضرت فرمودند:
إنّ أميرالمؤمنين(ع) غسل فاطمة(س) ثلاثاً و خمساً، و جعل فى الغسلة الخامسة الآخرة شيئاً من الكافور، و أشعرها مئزراً سابغا دون الكفن، و كان هو الذى يلى ذلك منها، و هو يقول:
أللّهمّ إنّها أمتك، و بنت رسولك، وصفيك و خيرتك من خلقك، أللهّمّ لقنها حجتّها، و أعظم برهانها، و أعل درجتها، و اجمع بينها و بين أبيها محمد(ص). فلمّا جنّ الليل غسّلها علي، ووضعها على السرير، و قال للحسن: أدع لى أباذر فدعاه، فحملا إلى المصلّي، فصلّى عليها ثم صلّى ركعتين، و رفع يديه إلى السماء فنادي: هذه بنت نبيك فاطمة ، أخرجتها من الظّلمات إلى النور، فأضاءت الارض ميلا فى ميل!(مقتل حسين خوارزمي، ج1، ص 86 ؛ بحارالأنوار، جلد 43، ص 214)
اميرالمؤمنين(ع)، فاطمه(س) را سه بار و پنج بار غسل دادند، در آخر غسل پنجم مقدارى از كافور استفاده كردند و مئزرى بر بدن آن حضرت پوشاندند و سپس فرمودند:
خدايا، فاطمه از آنف تو و دختر رسول توست، صفى و برگزيدة خلق توست، حجتش را به او نشان ده و مقام او را عالى گردان و بين او و پدرش جمع كن... و آن هنگام كه شب شد، علي(ع) او را غسل داد و بر تختى خوابانيد و رو به حسن كرد و گفت: اباذر را بياور، و او آمد. حضرت فاطمه(س) را به سوى محراب حمل كرد و دوباره دو ركعت نماز به جا آورد، سپس دستانش را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: اين دختر پيامبرت فاطمه است، او را از ظلمات خارج و به سوى نور هدايت فرما. در آن هنگام منطقهاى از زمين نورانى شد.
جملة آخر حضرت به چه معناست؟
ملاحظه بفرماييد، اين جمله مجمل بيان شد، ممكن نيست جز براى غيرخدا اين جمله گفته شود، ميفرمايد: خداوندا! فاطمه(س) را از اين دنياى تاريكيها گرفتى و به سوى نور، نور آسمانها و زمين فرستادي.
ملاحظه بفرماييد كه خداوند متعال دعاى اميرالمؤمنين را اجابت فرمود. مثل اينكه خداوند به حضرت فرمود: بله، همانگونه كه روح او را از نور پروردگارش خلق كردم او را به سوى نور فرستادم. و هنوز سخنان حضرت امير(ع) تمام نشده بود كه خداوند او را تصديق نمود و نقطة نورى از بدن طاهر حضرت فاطمه(س) قسمتى از زمين را نورانى كرد.
اين چه معنايى ميدهد؟ به اين معناست كه «إنّالله و إنّا إليه راجعون» براى همه است، ولى فاطمه(س) به نور خدا پيوست، نورى كه از آن خلق شده بود.
اين مقام فاطمه است... روحش به نور خداوندى پيوست و اينگونه آن جهان از بدن طاهرى كه از عالم ظلمانى به عالم روحانى شتافت استقبال نمود.
اين فاطمه است كه به آن مقام رسيد. كه «إنّ الربّ ليغضب لغضب فاطمة و يرضى لرضاها.» بهتر است كه در اينجا به مناسبت اشارهاى كنيم به آنچه كه بخارى در روايت صحيحهاى از عايشه آورده است كه او گفت:
فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناك شد و يكى از صحابه روى برگرداند، بعد از آن طولى نكشيد كه درگذشت.(صحيح بخاري، ج 4، ص 41.)
و از ديگرى روايت كرده است كه:
حضرت فاطمه(س) به علي(ع) وصيت كرده بود كه او را مخفيانه دفن كند و آنها را از محل دفن او آگاه نسازد.
از اين اعترافات ميشود به نتيجهاى رسيد كه دو مقدمه دارد. مقدمة اول همان است كه اهل سنت ميگويند كه إنّ الله ليغضب لغضبها و همچنين ميگويند كه فاطمه(س) از آن صحابه غضبناك شد و از او روى برگرداند و در حالى كه از او غضبناك بود درگذشت پس غضب خدا بر او حلال گشت و مقدمة دوم اين است كه خداوند ميفرمايد:
و من يحلل عليه غضبى فقد هوي.(سورة طه (20)، آية 81.)
و هركس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.
نوشته شده توسط عبداله در 1387-03-10 و ساعت 01:12 | - نظر(0) -
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللَّه فىالأرضين.
پروردگار متعال را خيلى شكرگزارم كه توفيق زيارت شما مردم عزيز شيراز را - اگرچه بصورت ديرهنگام - به اينجانب عنايت كرد. اين ديدار بعد از مدتهايى كه دوستان شيرازى و برادران استان فارس، بارها گلايه مىكردند از اينكه سفر به اين استان طول كشيده است، انجام مىگيرد.
بايد عرض كنم كه اشتياق من به ديدار شما مردم عزيز و شهر زيبا و استان پر بركت و پر افتخارتان كمتر از شما برادران و عزيزان نبوده است. اينجا شهر فرزانگان و شهر علم و ذوق و فرزانگى و شهر چهرههاى تاريخى و بينالمللى است. شيراز و استان فارس در ميان شهرها و استانهاى كشور از رتبهى بالايى برخوردارند.
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط عبداله در 1387-02-13 و ساعت 01:55 | - نظر(0) -
| كتابخانه الكترونيكي |
|
|
نوشته شده توسط عبداله در 1387-02-10 و ساعت 12:30 | - نظر(1) -
طلوع محمد از شاعر معاصر مهدی سهیلی :
زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بود و
موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید
امید زندگی در جان موجودات می جوشید
هوا آغشته باعطر شفابخش بهاران بود
شبی مرموز و رؤیایی
به شهر مکه، مهد پاکجانان دختر مهتاب می خندید
شبانگه ساحت «ام القری» در خواب می خندید
ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابی
دمادم بس ستاره می شکفت و آسمان پولک نشان می شد
صدای محمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ
بسوی کهکشان می شد
دل سیاره ها در آسمان حال تپیدن داشت
و دست باغبان آفرینش در چنان حالت
سر «گل آفریدن» داشت
********
شگفتیخانه «ام القری» در انتظار رویدادی بود
شب جهل و ستمکاری
به امید طلوع بامدادی بود
سراسر دستگاه آفرینش اضطرابی داشت
و نبض کائنات از انتظاری دم به دم می زد
همه سیاره ها در گوش هم آهسته می گفتند
که امشب نیمه شب خورشید می تابد
ز شرق آفرینش اختر امید می تابد
********
در آن حال آمنه در عالم سرگشتگی می دید
به بام خانه اش بس آبشار نور می بارد
و هر دم یک ستاره در سرایش می چکد رنگین و نورانی
و زین قدرت نمایی ها نصیب او
شگفتی بود و حیرانی
********
در آن دم مرغکی را دید با پرهای یاقوتی و منقاری زمرد فام
که سویش پر کشید از بام و در صحن سرا پر زد
و پرهای پرندین را به پهلوی زن درد آشنا سائید
ثباگه درد او آرام شد آرام
به کوته لحظه ای گرداند سر را آمنه با هاله امید
تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید
چو دید آن حاصل کون و مکان و لطف سرمد را
دو چشمش برق زد تا دید رخشانچهر «احمد» را
شنید از هر کران عطر دلاویز «محمد» را
سپس بشنید این گفتار وحی آمیز
الا ای «آمنه» ای مادر پیغمبر خاتم
سرایت خانه توحید ما باد و مشید باد
سعادت همره جان تو و جان «محمد» باد
*******
بدو بخشیده ایم ای «آمنه» ای مادر تقوا
صدای دلکش داوود و حب دانیال و عصمت یحیی به فرزند تو بخشیدیم.
کردار خلیل و قول اسماعیل و حسن چهره یوسف
شکیب موسی عمران و زهد و عفت عیسی
بدو دادیم. خلق آدم و نیروی نوح و طاعت یونس
وقار و صولت الیاس و صبر بی حد ایوب
بود فرزند تو یکتا
بود دلبند تو محبوب
سراسر پاک سراپا خوب
********
دو گوش آمنه بر وحی ذات پاک سرمد بود
دو چشم آمنه در چشم رخشان محمد بود
که ناگه دید روی دخترانی آسمانی را
به دست این یکی ابریق سیمین در کف آن دیگری طشت زمرد بود
دگر حوری پرندی چون گل مهتاب در کف داشت
محمد را چو مروارید غلتان شستشو دادند
سپس از آستین کردند بیرون دست قدرت را
زدند از سوی درگاه خداوندی
میان شانه های حضرتش مهر نبوت را
سپس در پرنیان نقره گون آرام پیچیدند
و از آنجا آسمانی دختران بر عرش کوچیدند (از کتاب اشک شفق)
نوشته شده توسط عبداله در 1387-01-06 و ساعت 01:38 | - نظر(0) -
السلام علیک یا حجت الله علی خلقه یا صاحب الزمان آجرک الله فی مصیبت جدک رسول الله صلی الله علیه و آله
رحلت جانسوز رسول خدا حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم را به محضر مقدس آخرین وارث نبوت و غدیر حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه شیعیان آنحضرت و مسلمین جهان و همه آزاد اندیشان خداجوی تسلیت عرض می نمایم ضمن اعلام انزجار و تنفر از ددمنشان اسرائیلی که بی شرمانه مظلومان فلسطینی را به خاک و خون کشیده و خانه آنان را خراب می نمایند وهمچنین اعلام تنفر و انزجار از عمل بیشرنانه آنان که به ساحت مقدس آخرین رسول خدا هتاکی نموده و شرم نمی کنند نظر هموطنان و فارسی زبانان را به پیام مقام معظم رهبری جلب می نمایم :
| پيام رهبر معظم انقلاب خطاب به امت بزرگ اسلام در پي حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي 12/12/1386 |
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم امت بزرگ اسلام، ملت عزيز ايران والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته نقل از : http://www.ghadeer.org/index.html |
نوشته شده توسط عبداله در 1386-12-16 و ساعت 11:44 | - نظر(1) -
ایام شهادت سرور آزادگان سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلام و یاران خداجویش را به محضر مقدس حضرت امام مهدی منتقم حقیقی خون شهیدان راه حق و عدالت وبه همه آزاد اندیشان ِ آزاده تسلیت عرض می نمایم و برای آشنا بیشتر علاقه مندان از : فرهنگ عاشورا صفحه 279 0 (جواد محدثى)مطالبی را عرضه میدارم
عاشورا در نظر ديگران
تأثيرى كه حادثه كربلا و قيام حسين بن على«ع»بر انديشه مردم جهان،حتى غير مسلمانان داشته،بسيار است.عظمت قيام و اوج فداكارى و ويژگيهاى ديگر امام و يارانش سبب شده كه اظهار نظرهاى بسيارى درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته باشند.نقل سخنان همه آن كسان كتاب قطورى مىشود.بويژه كه برخى از نويسندگان غير مسلمان مستقلا كتاب درباره اين حادثه نوشتهاند .در اينجا تنها تعدادى اندك از اين نظرها(از مسلمانان و غير مسلمانان)آورده مىشود:. (1)
مهاتما گاندى(رهبر استقلال هند) :من زندگى امام حسين،آن شهيد بزرگ اسلام را بدقت خواندهام و توجه كافى به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد،بايستى از سرمشق امام حسين پيروى كند.
محمد على جناح(قاعد اعظم پاكستان) :هيچ نمونهاى از شجاعت،بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكارى و تهور نشان داد در عالم پيدا نمىشود.به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدى كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروى نمايند.
چارلز ديكنز(نويسنده معروف انگليسى) :اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواستههاى دنيايى بود،من نمىفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟پس عقل چنين حكم مىنمايد كه او فقط بخاطر اسلام،فداكارى خويش راانجام داد.
توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسى) :بهترين درسى كه از تراژدى كربلا مىگيريم،اينست كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق با باطل روبرو مىشود اهميتندارد و پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت،باعث شگفتى من است.
ادوارد براون(مستشرق معروف انگليسى) :آيا قلبى پيدا مىشود كه وقتى درباره كربلا سخن مىشنود،آغشته با حزن و الم نگردد؟حتى غير مسلمانان نيز نمىتوانند پاكى روحى را كه در اين جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انكار كنند.
فردريك جمس :درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگرى اين است كه در دنيا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مىرساند كه هر گاه كسى براى اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشارى نمايد،آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند.
ل.م.بويد :در طى قرون،افراد بشر هميشه جرأت و پردلى و عظمت روح،بزرگى قلب و شهامت روانى را دوست داشتهاند و در همينهاست كه آزادى و عدالت هرگز به نيروى ظلم و فساد تسليم نمىشود .اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين.و من مسرورم كه با كسانى كه اين فداكارى عظيم را از جان و دل ثنا مىگويند شركت كردهام،هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است .
واشنگتن ايروينگ(مورخ مشهور آمريكايى) :براى امام حسين«ع»ممكن بود كه زندگى خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد،ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمىداد كه او يزيد را بعنوان خلافت بشناسد.او بزودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى اميه آماده ساخت.در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى تفتيده عربستان،.(2)روح حسين فنا ناپذير است.اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من،اى حسين!
توماس ماساريك :گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر مىسازند،ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين«ع»يافت مىشود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين«ع»مانند پر كاهى است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
موريس دوكبرى :در مجالس عزادارى حسين گفته مىشود كه حسين،براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام،از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت.پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستى استعمارگران خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجيح دهيم.
ماربين آلمانى(خاور شناس) :حسين«ع»با قربانى كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود،به دنيا درس فداكارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت.اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگرى پايدار نيست و بناى ستم هر چه ظاهرا عظيم و استوار باشد،در برابر حق و حقيقت چون پر كاهى بر باد خواهد رفت.
بنت الشاطى :زينب،خواهر حسين بن على«ع»لذت پيروزى را در كام ابن زياد و بنى اميه خراب كرد و در جام پيروزى آنان قطرات زهر ريخت،در همه حوادث سياسى پس از عاشورا،همچون قيام مختار و عبد الله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايى حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع،زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
لياقت على خان(نخستين نخست وزير پاكستان) :اين روز محرم،براى مسلمانان سراسر جهان معنى بزرگى دارد.در اين روز،يكى از حزن آورترين و تراژديكترين وقايع اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسين«ع»در عين حزن،نشانه فتح نهايى روح واقعى اسلامى بود،زيرا تسليم كامل به اراده الهى به شمار مىرفت.اين درس به ما مىآموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد،نبايستى ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.
جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحى) :وقتى يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزى مىكرد،آنها مىگفتند:«چه مبلغ مىدهى؟»اما انصار حسين به او گفتند:ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم،باز مىخواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
عباس محمود عقاد(نويسنده و اديب مصرى) :جنبش حسين،يكى از بى نظيرترين جنبشهاى تاريخى است كه تاكنون در زمينه دعوتهاى دينى يا نهضتهاى سياسى پديدار گشته است...دولت اموى پس از اين جنبش،به قدر عمر يك انسان طبيعى دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندى سال نگذشت.
احمد محمود صبحى :اگر چه حسين بن على«ع»در ميدان نظامى يا سياسى شكست خورد،اما تاريخ،هرگز شكستى را سراغ ندارد كه مثل خون حسين«ع»به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد.خون حسين،انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاى ديگر را در پى داشت،تا آنجا كه حكومت اموى ساقط شد و نداى خونخواهى حسين،فريادى شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه درآورد.
آنطون بارا(مسيحى) :اگر حسين از آن ما بود،در هر سرزمينى براى او بيرقى بر مىافراشتيم و در هر روستايى براى او منبرى بر پا مىنموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مىخوانديم.
گيبون(مورخ انگليسى) :با آنكه مدتى از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم،مع ذلك مشقات و مشكلاتى كه حضرت حسين«ع»تحمل نموده،احساسات سنگين دلترين خواننده را بر مىانگيزد،چندانكه يك نوع عطوفت و مهربانى نسبت به آن حضرت در خود مىيابد.
نيكلسون(خاورشناس معروف) :بنى اميه،سركش و مستبد بودند،قوانين اسلامى را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند...و چون تاريخ را بررسى كنيم،گويد:
دين بر ضد فرمانفرمايى تشريفاتى قيام كرد و حكومت دينى در مقابل امپراتورى ايستادگى نمود.بنابر اين،تاريخ از روى انصاف حكم مىكند كه خون حسين«ع»به گردن بنى اميه است.
سر پرسى سايكس(خاور شناس انگليسى) :حقيقتا آن شجاعت و دلاورى كه اين عده قليل از خود بروز دادند،به درجهاى بوده است كه در تمام اين قرون متمادى هر كسى كه آن را شنيد،بى اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.اين يك مشت مردم دلير غيرتمند،مانند مدافعان ترموپيل،نامى بلند غير قابل زوال براى خود تا ابد باقى گذاشتند.
تاملاس توندون(هندو،رئيس سابق كنگره ملى هندوستان) :اين فداكاريهاى عالى از قبيل شهادت امام حسين«ع»،سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقى بماند و يادآورى شود. محمد زغلول پاشا(در مصر،در تكيه ايرانيان) :حسين«ع»در اين كار،به واجب دينى و سياسى خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزادارى،روح شهامت را در مردم پرورش مىدهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مىگردد.
عبد الرحمان شرقاوى(نويسنده مصرى) :حسين«ع»،شهيد راه دين و آزادگى است.نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد،بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند .
طه حسين(دانشمند و اديب مصرى) :حسين«ع»براى به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايى كه پدرش رها كرده بود،در آتش شوق مىسوخت.او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد،تا به حدى كه معاويه تهديدش نمود.اما حسين،حزب خود را وادار كرد كه در طرفدارى حق سختگير باشند.
عبد الحميد جودة السحار(نويسنده مصرى) :حسين«ع»نمىتوانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد،زيرا در آن صورت،بر فسق و فجور،صحه مىگذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مىكرد و بر فرمانروايى باطل تمكين مىنمود.امام حسين به اين كارها راضى نمىشد،گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
علامه طنطاوى(دانشمند و فيلسوف مصرى) :(داستان حسينى)عشق آزادگان را به فداكارى در راه خدا بر مىانگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مىآورد،چندانكه براى شتاب به قربانگاه،بر يكديگر پيشى جويند.
العبيدى(مفتى موصل) :فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادرهاى است،همچنان كه مسببين آن نيز نادرهاند...حسين بن على«ع»سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيمبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحى نورزيد.هستى خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار،«سرور شهيدان»محسوب شد و در تاريخ ايام،«پيشواى اصلاح طلبان»
به شمار رفت.آرى،به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن،كامياب گرديد.
پىنوشتها
1ـنقل از كتاب«درسى كه حسين به انسانها آموخت»،شهيد هاشمىنژاد،ص 447،رهبر آزادگان و منابع ديگر.
2ـالبته امام حسين«ع»در صحراى كربلا شهيد شد،نه ريگزارهاى عربستان!
3ـرهبر آزادگان،ص .67
4ـحياة الامام الحسين،ج 2،ص 246 و .288
5ـمفاتيح الجنان،زيارتهاى مختلف امام حسين«ع»
6ـدر اين زمينه ر.ك:«عنصر امر به معروف در نهضت امام حسين»از شهيد مطهرى.D}
7ـبحار الأنوار،ج 44،ص 328،مقتل خوارزمى،ج 1،ص .186
8ـصحيفه نور،ج 17،ص .60
9ـهمان،ج 16،ص .219
10ـهمان،ج 18،ص .12
11ـهمان،ج 15،ص .204
12ـچكيده مقالات كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا،ص .104
13ـدر اين زمينه ر.ك:«فرهنگ جبهه»مهدى فهيمى.
نوشته شده توسط عبداله در 1386-10-27 و ساعت 02:31 | - نظر(0) -

ایام الله غدیر خم روز امامت و لایت و خلافت امیر مومنان علی بن ابیطالب علیه السلام روز کامل شدن دین : روزیکه نعمت های خداوند با اعلام ولایت امام علی و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین تمام و به حد کمال رسید روزی که دشمنان دین کافران و مشرکین و شیطان مایوس شدند و روزی که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم چنین توصیفش کرد:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :
يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. (امالى صدوق: 125، حدیث 8 ).
این روز مقدس را بر آخرین وارث غدیر عدالتگستر جهان امام و رهبر حکوکت واحد جهانی اسلام موعود ادیان و ملل حضرت امام مهدی عج و به جامعه انسانی بخصوص خداجویان و غدیرباوران عاشورایی منتظر و پاسداران و مدافعان پیام غدیر تبریک و تهنیت عرض می نمایم و قسمتی از خطبه امیر المومنین علی علیه السلام را در دوران حکومتش در روز عید غدیر ایراد فرموده به قلم جناب آقای احمد زمانی ترجمه ودرمجله كوثر شماره 2 درج شده تقدیم می گردد.اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
خطبه غديريه اميرمؤمنان(ع) در زمان حكومت
در دوره حاكميت على بنابىطالب(ع) اتفاقا روز عيد غدير با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشمگيرى پيدا كردند و آن حضرت براى اقامه نماز جمعه و خواندن خطبههاى آن در برابر مردم قرار گرفت. حسين بنعلى(ع) مىگويد: پنج ساعت از روز گذشته بود[قبل از اذان ظهر]، كه پدرم خطبهها را آغاز كرد. او نخست به حمد و ثناى حضرت حق پرداخت، صفات ربوبىاش را برشمرد، حاكميت مطلق را از آن وى دانست، نعمتهايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالى امروز دو عيد بسيار بزرگ [جمعه و غدير] را براى شما در يك زمان قرار داده است؛ دو عيدى كه هر يك فلسفه وجودى ديگرى را تكامل مىبخشدو به وسيله هر يك هدايت در ديگرى اثر مىبخشد... سپس فرمود: توحيد و ايمان به يگانگى خداوند پذيرفته نمىشود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد(ص) و دين و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمىشود مگر با قبول ولايت امر كسى كه خدا فرمان ولايتش را داده است؛ و همه اين امور سامان نمىپذيرد مگر بعد از توسل و تمسك به اهل ولايت.
غدير از نگاه مولى الموحدين على(ع)
سپس فرمود: خداوند در روز غدير (1) آنچه در باره منتخبين خود اراده كرد بر پيامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولايت و وصايت را ابلاغ كند و مجال را از كافران و منافقان بگيرد نگران گزند دشمنان نباشد .روز غدير قدر و منزلت بسيار دارد، در آن روز گشايشهاى الهى فرا رسيده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگرى و اظهار عقيده از جايگاه بلند و روشن است، امروز روز تكامل دين و روز وفاى به عهد است. غدير روز (2) [رسول الله(ص)] و مشهود [على بنابىطالب(ع)] است، روز در هم ريختن پيمانهاى زير پرده كفر و نفاق است، روز آشكار شدن حقايق اصيل اسلام است، روز ذلت و خوارى شيطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف كسانى است كه آن را تكذيب مىكردند امروز بزرگترين روزى است كه عدهاى از شما از آن اعراض كرديد، روز هدايت و امتحان بندگان خداست، روز آشكار شدن كينههاى نهفته در دلها و سينههاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پيامبر (ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است، غدير روز شيث پيامبر(ع) است، روز ادريس و يوشع و شمعون و ...
منشور علوى(ع) در عيد غدير
امير مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ امروز [غدير] را عيد بگيريد: [و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد] .
الف) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيكى و بخشش پيشه كنيد .
(3)
ب) به برادران دينى خويش به قدر توان نيكى و بخشش كنيد. (4) و (5)
ج) خداى را در برابر نعمتهايى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشيد.
د) كنار يكديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.
ه) به يكديگر نيكى كنيد تا خداوند به شما الفت و مهربانى بيشتر عنايت كند.
و) نعمتهاى الهى را به يكديگر تبريك و تهنيت گوييد همان طور كه خداوند [در اين روز] با اعطاى اجر و ثوابى بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مىگويد. بعد فرمود: كمكهاى مالى به ديگران در امروز (غدير) به اموالتان بركت مىبخشد و بر عمرتان مىافزايد: مهربانى به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.
ز) با خوشرويى و شادمانى يكديگر را در آغوش بگيريد.
ح) خداوند را بر توفيقات خويش سپاس گوييد.
ط) از فقرا و ضعيفانى كه چشم به كمك شما دارند ديدن كنيد، به زيارتشان برويد و با آنان در خوراكشان همراه شويد. بعد حضرت فرمود: يك درهم كمك به فقرا در روز عيد غدير با دويستهزار درهم برابر است، بلكه بيشتر خواهد بود.
ى) وقتى يكديگر را ملاقات كرديد مصافحه كنيد، به هم تبريك بگوييد و سلام كنيد، كه پيامبر خدا(ص) به من چنين فرمان داد. (6)
پىنوشتها:
1ـ از روز غدير خم در روايت تعبير به «يوم الدوح» شده است كه اين واژه هم در روايات و هم در اشعار به كار گرفته شده است. (بحارالانوار، ج 94، ص 115).
2 و 3)ـ تفسير شاهد و مشهود را مىتوان در موارد ذيل يافت: اصول كافى، ج 1، ص 425، ح 69؛ بحارالانوار، ج 35، ص 386، ح 1؛ ج 36، ص 114، ح .61
4 و 5)ـ در ترجمه عبارات تلفيق شده است.
6ـ بحارالانوار، ج 95، ص 118 ـ 112، ح 8، مقدارى از خطبه اميرالمؤمنين(ع) توسط امام حسين(ع) نقل شده و ما آن را ترجمه و تلخيص نموديم.
مأخذ:مجله كوثر شماره 2
احمد زمانى
نوشته شده توسط عبداله در 1386-10-08 و ساعت 02:37 | - نظر(1) -
| ||||
![]() | ||||
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب پيامي به مناسبت كنگره عظيم حج صادر كردند. متن كامل اين پيام بدين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين والصلاة و السلام علي سيّدنا محمد المصطفي و علي آله الاطيبين و صحبه المنتجبين سلام بر زائران خانهي خدا، ميهمانان سراي دوست، و لبيكگويان دعوت او.. و درود ويژه بر دلهائي كه از ياد خدا طراوت يافته و بر فيض و رحمت بيدريغ او دَر گشودهاند. در اين روزها و شبها و ساعتهاي اِكسيرگون، چه بسيارند آنها كه قدرشناسانه، خود را به جذبهي معنويت سپردند و با انابه و توبه، دل و جان را نورانيت بخشيدند، و در امواج رحمت الهي كه در اين وادي قدس پيدرپي فرا ميرسد، زنگار گناه و شرك را از خود ستردند. سلام خدا بر اين دلها و بر اين صاحبدلان و پاكان. همهي برادران و خواهران شايسته است به چنين دستاوردي بينديشند و اين فرصت بزرگ را مغتنم شمارند. نگذارند در اينجا نيز دلمشغوليهاي زندگي مادي، كه گرفتاري هميشگي ماست، دلها را به خود سرگرم كند. با ياد خدا، با انابه و تضرع، با عزم راسخ بر راستي و درستكرداري و درستانديشي، و با كمك خواستن از خداوند، دلِ مشتاق خود را در فضاي توحيد و معنويتِ ناب، به پرواز درآورند و براي پايداري در راه خدا و صراط مستقيم، توشه بگيرند. اينجا كانون توحيد حقيقي و خالص است. در اينجا است كه ابراهيم خليل عليهالسلام، با آوردن پارهي تن خود به قربانگاه، مظهري از توحيد را كه غلبه بر نفس خود و تسليم محض در برابر امر الهي است، براي همهي موحدان در سراسر تاريخ جهان به يادگار گذاشت. و در اينجاست كه حضرت محمد مصطفي صلياللهعليهوآله در برابر مستكبران زمان و خداوندان زر و زور، پرچم توحيد را برافراشت و بيزاري از طاغوت را در كنار ايمان به خدا، شرط نجات و رستگاري شمرد: فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي .. حج، بازخواني و فراگيري اين درسهاي بزرگ است. برائت از مشركان و بيزاري از بتها و بُتگران، روح حاكم بر حجّ مؤمنان است. جايجايِ حج، نمايشگر دلسپردن به خدا و سعي و تلاش در راه او، و برائت از شيطان و رمي و طرد او و جبههگيري در برابر اوست. و جايجاي حج، مظهر اتحاد و انسجام اهلقبله و رنگباختنِ تفاوتهاي طبيعي و اعتباري، و برجستهشدن وحدت و برادري حقيقي و ايماني آنها است. اينها درسهايي است كه ما مسلمانان از هر نقطهي جهان بايد فرا گيريم و بر اساس آن براي زندگي و آيندهي خود برنامهريزي كنيم. قرآن، جبههگيري مقتدرانه در برابر دشمنان، عطوفت و مهرباني در ميانهي مؤمنان و عبوديت وخشوع دربرابرخداوندرا سهنشانهي جامعهي اسلامي دانسته است: محمدٌ رسولالله والذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم، تراهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً من الله و رضواناً... اين، سه ركن اصلي براي برافراشتن پيكرهي عزتمند و باشكوه امت اسلامي است. همهي آحاد مسلمان با توجه به اين حقيقت، ميتوانند آسيبهاي كنوني دنياي اسلام را به درستي بشناسند. امروز دشمن غدّار امت اسلامي، گردانندگان مراكز استكباري و قدرتهاي فزونيطلب و متجاوزي ميباشند كه بيداري اسلامي را تهديدي بزرگ براي منافع نامشروع و سلطهي ظالمانهي خود بر دنياي اسلام ميدانند. همهي ملتهاي مسلمان و پيشاپيش آنان،سياستمداران و علماي دين و روشنفكران و رهبران ملي كشورها،بايد در برابر اين دشمن متجاوز، صف متّحد اسلامي را با استحكام هرچه بيشتر تشكيل دهند. بايد همهي عناصر قدرت را در خود گرد آورند و امت اسلامي را به درستي مقتدر سازند. دانش و معرفت، تدبير و هشياري، احساس مسئوليت و تعهد، توكل و اميد به وعدهي الهي، چشمپوشيدن از خواستهاي حقير و كمبها در برابر كسب رضاي خدا و عمل به وظيفه... اينها عناصر اصلي اقتدار امت اسلامي است كه او را به عزّت و استقلال و پيشرفت مادي و معنوي ميرساند و دشمن را در زيادهخواهي و دستاندازي به كشورهاي اسلامي ناكام ميسازد. عطوفت در ميانهي مؤمنان، ركن دوم و نشانهاي ديگر براي وضعيت مطلوب امت اسلامي است. تفرقه و ستيزهجويي ميان بخشهاي امت مسلمان، بيماري خطرناكي است كه بايد با همهي توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از ديرباز در اين عرصه نيز به تلاش گسترده و بيوقفه دست زدهاند و امروزه كه بيداري اسلامي،آنان را وحشتزده كرده است، تلاش خود را شدت بخشيدهاند. همهي سخنِ دلسوزان آن است كه تفاوتها نبايد به تضاد تبديل شود و چندگونگي نبايد به ستيزهگري بينجامد. امسال را ملت ايران سال انسجام اسلامي ناميد. اين نامگذاري بر اثر آگاهي از توطئههاي شدتيافتهي دشمنان براي اختلافافكني ميان برادران بود. در فلسطين، در لبنان، در عراق، در پاكستان و افغانستان، اين توطئهها كارگر شد و بخشي از مردم يك كشور مسلمان، در برابر بخشي ديگر به جنگ و ستيز برخاستند و خون يكديگر را ريختند. در همهي اين حوادث تلخ و مصيبتبار، نشانههاي توطئه آشكار بود و چشمهاي تيزبين، دست دشمن را مشاهده كردند. فرمان: «رحماء بينهم» در قرآن به معني ريشهكني اين ستيزهگريها است. شما در اين روزهاي پرشكوه و در مناسك گوناگون حج، مسلمانان را از همهجا و از مذاهب گوناگون، ميبينيد كه گرد يك خانه ميگردند؛ به سوي يك كعبه نماز ميگزارند؛ نماد شيطانِ رجيم را با هم سنگباران ميكنند؛ در نماد قرباني كردن تمنيّات و هوسهاي نفساني به يكگونه رفتار ميكنند؛ در ميعاد عرفات و مشعر در كنار يكديگر به تضرع ميپردازند، مذاهب اسلامي در اصليترين و بيشترين فرائض و احكام و عقايد، به همين اندازه به يكديگر نزديكاند. با اين حال، چرا بايد تعصبها و پيشداوريها ميان آنان آتشافروزي كند و دست خيانتكار دشمن، به اين آتش خانمانسوز دامن بزند. امروز كساني با كوتهبيني و بيخِردي، به بهانههاي واهي، جماعت بزرگي از مسلمانان را مشرك ميشمارند و حتي خون آنان را مباح ميدانند. اينها چه بدانند و چه ندانند، در خدمت شرك و كفر و استكبارند. چه بسا كسانيكه احترام به بارگاه پيامبر اعظم صلياللهعليهوآله و اولياء و ائمه دين عليهمالسلام را كه تكريم دين و دينداري است، شرك و كفر ناميدند اما خود در خدمت درگاه كافران و ستمگران درآمدند و به هدفهاي پليد آنان كمك كردند. عالمان راستين و روشنفكران متعهد و زمامداران صادق بايد با اينگونه پديدههاي خطرناك مبارزه كنند. وحدت و انسجام اسلامي امروز يك فريضهي حتمي است كه با همكاري خردمندان و دلسوزان ميتواند راههاي عملي آن پيموده شود. اين دو ركن عزت، يعني از سويي مرزبندي و جبههگيري مقتدرانه در برابر استكبار و از سويي تراحم و همگرايي و برادري ميان مسلمانان، آنگاه كه با ركن سوم، يعني خشوع و تعبد در برابر پروردگار همراه شود، امت اسلامي در راهي كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزت رسانيد، پي درپي به پيش خواهد رفت و ملتهاي مسلمان از عقبماندگي حقارتباري كه در قرنهاي اخير بر آنان تحميل شده نجات خواهنديافت. طليعهي اين حركت بزرگ آغاز شده و امواج بيداري در همه جاي دنياي اسلام كمابيش به حركت درآمده است. رسانهها و تبليغات دشمن و عواملش ميكوشند هر جنبش آزاديخواهانه و عدالتطلب را در هر نقطهي جهان اسلام به ايران يا به شيعيگري نسبت دهند، و ايران اسلامي را كه نخستين پرچمدار پيروز بيداري اسلامي است، مسئول ضرباتي بدانندكه از سوي غيرتمندان كشورهاي مسلمان در عرصهي سياست يا فرهنگ بر آنان وارد ميشود. آنان حماسهي بينظير حزبالله در جنگ 33روزه، ايستادگي مدبرانهي ملت عراق كه به تشكيل مجلس و دولتي نادلبخواه اشغالگران منتهي شد، صبر و استقامت اعجابانگيز دولت قانوني فلسطين و ملت فداكار آن و بسياري از آيات تجديد حيات اسلام در كشورهاي مسلمان را، با تهمتهائي همچون ايرانيگري يا شيعيگري متهم ميسازند تا حمايت يكپارچهي دنياي اسلام را دچار محذور كنند. ولي اين ترفند نخواهد توانست با سنت الهي كه پيروزي مجاهدان فيسبيلالله و نصرتدهندگان دين خدا است، پنجه درافكند. آينده از آن امت اسلامي است، و يكايك ما ميتوانيم به سهم خود و به قدر توان و ظرفيت و مسئوليت خود، آن آينده را نزديكتر سازيم. مراسم حج، براي شما حجگزارانِ نيكبخت، فرصت بزرگي است تا خود را بيش از گذشته آمادهي اداي اين دين كنيد. اميد است توفيق الهي و دعاي حضرت مهدي موعود عجلالله له الفرج، شما را در اين هدف بزرگ ياري دهد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . السيدعلي الحسيني الخامنهئي 4 ذيالحجة 1428 هجري | ||||
نوشته شده توسط عبداله در 1386-09-28 و ساعت 02:38 | - نظر(0) -
اِن تَنصُرُوا الله يَنصُركم و يُثبت اقدامكم
خبرگزاریها :
اطلاعات ملي آمريكا كه متشكل از ۱۶نهاد امنيتي ایلات متحده طی یک گزارش اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران برنامه تولید سلاح هسته ای ندارد ....
البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته گفت : ارزیابی جدید اطلاعاتی آمریکا که نشان می دهد ایران برنامه تولید هسته ای ندارد با نتایج تحقیقات آژانس مطابقت دارد ....
براساس گزارش سی ان ان ، رهبر اکثریت دمکرات سنای امریکا ، با اعلام گزارش سازمان های اطلاعاتی امریکا گفته است :
این گزارش نشان می دهد ما باید آنچه را که بیش از یک سال است گفته ام انجام دهیم یعنی اینکه تئوری دیپلماسی را پیگیری کنیم .
سی ان ان با بیان اینکه به نظر می رسد اکنون دولت بوش باید با عذرخواهی از ایرانیان به علت تلاش برای تضییع حقوق هسته ای آنان ، بیش از این بر سر بازگرداندن پرونده هسته ای ایران به جایگاه اصلی آن یعنی آژانس بین المللی انرژی اتمی ؛ مانع تراشی نکند ، ادامه داد، دولت امریکا باید با اصلاح سیاست 27 ساله خود ، شرکت های امریکایی را از رقابت با دیگر همتایانشان برای دستیابی به بازار گسترده اقتصادی ایران محروم نکند و آنها را بیش از این متضرر نسازد .
اي ايران اسلامي ، اي معبد ياران با وفاي امامت و ولايت ، اي مركزيت اعلام پيام رسول خدا (ص) در غدير به جهانيان ، اي دژ محكم غدير باوران عاشورايي منتظز وآرزومندان شهادت . .اي وطن عزيز ، اي ايران اسلامي سر فراز كه چون كوهي استوار در برابر توطئه دشمنانت و دشمنان دين خدا ايستاده اي ، اي ايران ، اي مامن و ماواي ياران رسول الله و انصار امير المومنين و انصار فاطمه و حسنين و…. اي ايران اي مسكن و دژ پايدار ياران امام مهدي (عج) در عصر غيبت .
مستكبران و ظالمان و قداره بندان بين المللي و مصهيونيسم فقط و فقط به خاطر اينكه كشوري آزاده و متعلق به قطب عالم امكان امام عصر (عج) هستي با تو سر ستيز دارند . اما تو آسوده باش كه خدا حافظ تو است زيرا كه در غدير مشمول دعای خيررسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم می باشی ( مادام كه در خط ولايت و امامتي و مامن ياران غدير و ماواي عاشورائيان حسيني و وطن منتظران حكومت جهاني كه خدا وعده اش را داده باشی ) هيچ قدرتي نمي تواند به تو و ساكنين تو گزندي برساند .تلاش درخشان امت اسلامي كه تورا به عنوان وطن بر گزيده اند و به پيروزي انقلاب اسلامي ات منجر شد غم سالها شكنجه و مصيبت را از دلها زدود و پيام آور نجات مومناي گشت كه دعاها و ضجه ها و ناله هاشان با راز و نياز و دعاي امامشان پيوند خورد كه كروبيان را نيز به جنبش در آورد و ملايك را با سروش خويش همصدا نمود و شاهداني از شهيدان نيز بر صداقت و ايمانشان به شهادت طلبيد و درياي رحمت الهي را به جوشش در آورد و پيروزي رباني را بر قامت خويش و قامت تو پوشانيد و پيروزي بر بلنداي پرچم اسلام را بر ملك امام عصر ارواحنا فداه به اهتزاز در آورد .
هزاران سپاس خداي را كه ما را بر اين هدايت منت نهاد كه ما خود راه و روش هدايت نمي دانستيم اگر او بما نمي نمود (الحمد لِلله الذي هدانا لِهذا و ما كنا لِنًتهديَ لو لا انَ هدانا الله اعراف –43) چه نصري ، نصرتي خدايي ، عزت آفرين و رهايي بخش (و يَنصُرَكَ الله نصراً عزيزا .فتح – 3).بر مبناي مشيت بالغه الهي (روم – 5) از جانب بهترين ياور ، بهترين مولا ، الله (بَلِ الله مولاكم و هو خيرُالناصرين (آل عمران –150).
سر نوشت مكتوم ، يك امت بود انقلاب خونبار ما ، امتي كه وقتي خود را از دامان طاغوت بيرون آورد و در ميدان سنتهاي الهي به ياري دين خدا كشاند به نتيجه آن نيز دست انداخت كه پيروزي حتمي الهي بود و وعده او كه نه تنها پيروزي بلكه استواري هر چه بيشتر گامهاي او و مجاهدان در سبيل پيروزمند خدايي نيز بود (يا ايها الذين آمنوا اِن تَنصُرُوا الله يَنصُركم و يُثبت اقدامكم سوره محمد ً ـ 7). و همانجا نيز نشانشان داد كه از پشتهاي بهم چسبيده و متحد كافران نهراسيد كه وقتي او اراده نصرت شما را كند ، چه كسي مي مي تواند اراده مخالف او را داشته باشد ؟ مگر ممكن است ( اِنْ يَنْصُرْكُم الله فلا غالبَ لكُم . آل عمران ـ160)
خداوند پر قدرت و نيرومند و عزت بخش است و ياورانش را قطعاً و حتماً ياري و نصرت مي دهد .(وَلَينْصُرن الله من ينصُرُهُ ان الله لَقَوَيُُ عزيز . حج ـ40) . هيچكس جلو گيرش نيست كه هلاكشان مي كند و بي ياور و تنهاذ مي مانند و كسي به كمكشان نمي آيد .( اهلكنا هم فلا ناصر لهم . محمد ـ 13)
اين امت بارها از زبان قرآن شنيده است كه چگونه لشكريان ابرهه را با دانه هاي ريگ با منقار پرندگاني كوچك ، هلاك كرد .
و شنديه است كه : چگونه خدايش لشكريان فرعون را در درياي نيل غرق كرد .
چگونه خدايش به ياري نوح شتافت و او كشتي اش و آنان كه سوار كشتي بودند نجات بخشيد و دشمنان دين خدا را با آب به هلاكت رسانيد و ….
با چشم خود ديده است كه خدايش چگونه با دست خالي بر دشمن تا بن دندان مسلح با هدايت و رهبري رهبر كبير انقلاب امام خميني (قدس سره ) پيروز گردانيده است ، و ديده و با جان خود لمس كرده است كه در جنگ تحميلي خداي متعال چگونه امت اسلامي ايران را بر قواي خصم كه ازحمايت ابر جنايتكاران شرق و عرب برخودار بوده پيروز كرده است .با چشم خود دیده است که ریگهای صحرای طبس و دانه های شن به امر پروردگار نظامیان تا بن دندان مسلح آمریکائی را در آتش خشم خداوند خاکستر کرد و شکست دشمن را در تاریخ برای عبرت ظالمان ثبت کرد .
پس بايد كه انقلاب اسلاميمان را با منش اسلامي تداوم بخشيم و از پاي ننشينيم و اين نعمت الهي را پاس بداريم كه انقلاب اسلامي ثمره خون شهيدان غدير باور درس گرفته از حماسه عاشورا و چشم به راهان امام عصرن است وبايد گوش به فرمان مقام عظماي ولايت و ولي امر مسلمين در عصر غيبت از انقلاب شكوهمند اسلامي حفاظت كرده و آن را به دست صاحب اصليش حضرت امام مهدي (عج) بسپاريم و عرض نمائيم : اماما همانطور كه فرموديد در مسايل ديني و اجتماعي به فقهاي شيعه مراجعه كرديم و گوش به فرمان نايبان عامت در عصر غيبتت به ويژه امام خميني (ره)
در برابر طاغوتيان ايستاديم و با بيرون راندن دشمن انسانيت (آمريكاي جنايتكار ) و دست نشاندگانش از پايگاه تشيع ، از دين خدا پاسداري كرديم و اين انقلاب اسلامي را كه نتيجه باورهاي اسلاميمان بود با تائيداتت و به كمك خدا وند به پيروزي رسيد و اينك به ارمغان تقديم كرده و
دل بكف بگرفته در راهت بجان آماده ايم .
اي ايران عزيز زره زره خاكت آغشته با عطر خون دلاور مرداني است كه در راه خدا اللهُ اكبر گويان با طاغوتيان مبارزه كرده و شربت گواراي شهادت را نوشيده اند .و با خدا معامله كرده اند . اگر طاغوتيان شيطان صفت آمريكائي ، اسرائيلي و اروپائي و اذنابشان بر عليه تو متحد شوند نمي توانند گزندي به تو برسانند . خدا با تو است و كسي كه خدا را دارد از هيچكس واهمه ندارد پيش به سوي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي با كمك فرزندانت ، كه اين حق مسلم ايران اسلامي است .
بار دیگر خداوند قهار نقشه های شوم جهان استکباری به سرکردگی صهیونیسم بین الملل (شیطان بزرگ آمریکا ) را توسط ۱۶ نهادهای اطلاعاتی خود شیطان بزرگ را خنثی کرد این بزرگ پیروزی بر عاشقان ایران اسلامی مبارک باد .پاینده باد ایران اسلامی هسته ای . برافراشته باد پرچم جمهوری اسلامی ایران . سرافراز و زنده باد رهبری معظم انقلاب اسلامی ایران .
¤ نوشته شده در ساعت 21:57 توسط جليل محمودي (کپی از: http://j62m27.persianblog.ir )
نوشته شده توسط عبداله در 1386-09-16 و ساعت 12:43 | - نظر(0) -
| ||||
![]() | ||||
فرمانده كل سپاه پاسداران تاكيد كرد:اگر دشمنان انقلاب بدانند كه امام خميني (ره) چه تكليف مهمي بر دوش بسيجيان نهادهاند هرگز خيال تجاوز به خاك ايران را در سر نمي پرورانند. سردار سرلشگر عزيز جعفري،فرمانده كل سپاه پاسداران در سخنراني پيش از خطبههاي نماز جمعه اين هفته تهران با تبريك هفته بسيج و با يادآوري دستور تاريخي حضرت امام (ره) در آذرماه 1358 مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين و ارتش 20 ميليوني گفت: اين دستور، همزمان با اشغال لانه جاسوسي در ايران توسط دانشجويان بسيجي پيرو خط امام صادر شد و نشان مي دهد امام به درستي تشخيص داده بودند كه انقلاب اسلامي با تهديدات امنيتي گستردهاي مواجه خواهد شد و بايد مردم ايران براي دفاع از انقلاب متشكل و سازماندهي شده باشند. وي با اشاره به اين كه درست يك سال پس از سپري شدن اين فرمان جنگ نابرابر عليه ايران تحميل شد گفت: جنگ تحميلي در حالي شروع شد كه نيروهاي مسلح ايران آمادگي لازم را براي دفاع از مرزهاي كشور به دليل تحولاتي كه با پيروزي انقلاب در ارتش به وجود آمده بود نداشتند و در واقع كشور نيروي دفاعي مناسب براي دفاع از مرزها را نداشت و اينجا بود كه نيروهاي مردمي در قالب بسيج نقش خود را در دفاع مقدس ايفا كردند. فرمانده كل سپاه پاسداران به فرمايشي از رهبري انقلاب در باره بسيج كه فرمودند بسيج در ميدان دفاع مقدس از خود حركتي نشان داد كه براي دنيا شگفت آفرين بود و حضور او در ميدانهاي جنگ تاثيرات معجزه آسا داشت خاطرنشان كرد:از ويژگيهاي بسيج، معنويت و انقلاب گري بود و به خاطر اين روحيه در جبهههاي جنگ و نبرد عليه باطل به ساير نيروها روحيه مي بخشيد و باعث نصرت و پيروزيهاي پي در پي ميگشت. جعفري در خصوص قدرت تاثير گذار بسيج در حراست و حفاظت از مرزهاي كشور در آغازين سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بيان داشت: در آن سالها نه تنها دشمن نتوانست خوزستان را تصرف كند و به كشور عراق ملحق كند بلكه به كمك بسيج مردمي،توانستيم در كمتر از 2 سال تمامي خاك تصرف شده را از دشمن باز پس بگيريم و خرمشهر را آزاد كنيم. وي به نقش مؤثر بسيج در مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن نيز اشاره كرد و افزود: پس از جنگ تحميلي دشمن تهاجم گسترده فرهنگي كه رهبري از آن به عنوان شبيخون فرهنگي ياد مي كنند آغاز كردند و اين ايستادگي بسيجيان بود كه تهاجم فرهنگي دشمن ناكام ماند. اين مقام عالي رتبه سپاه پاسداران درباره نقش بسيج در دفاع سياسي امنيتي از نظام و انقلاب اسلامي گفت:اوج ايفاي اين نقش در سالهاي 1378 تا 1382 صورت پذيرفت كه دشمنان داخلي انقلاب با حمايت گسترده دشمنان خارجي و در راس آن امريكا قصد تغيير رفتار و براندازي نظام را از طريق فعاليت هاي سياسي و امنيت دنبال ميكردند. فرمانده كل سپاه پاسداران به حضور مؤثر بسيج در صحنههاي سازندگي اشاره كرد و گفت:بسيج در اين حوزه نيز نقش مهمي ايفا كرده و فعاليتهاي گستردهاي را در اين صحنهها براي كمك به محرومين و مستضعفين داشته است. به گفته جعفري بسيج مردمي تاكنون حدود 10 ميليون نفر روز در صحنههاي سازندگي به نقاط محروم كشور خدمات ارائه كرده است. وي جهاد علمي را بعد ديگري از حضور بسيجيان در صحنههاي مختلف انقلاب دانست و ابراز اميدواري كرد كه در آينده شاهد پيروزي هاي چشمگير ديگري از بسيجيان در اين عرصه باشيم. فرمانده كل سپاه پاسداران،با تاكيد بر اين كه بسيج در شرايط كنوني در اوج آمادگي به سر مي برد به 2500 گردان سازماندهي شده عاشورا و الزهرا براي دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي اشاره و خاطرنشان كرد:به بركت بسيج، ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي در اوج اقتدار و عظمت در حال ادامه راه بزرگي است كه امام راحل و شهدا پايه گذاري كردهاند. جعفري اقتدار و عظمت امروزي نظام اسلامي را مرهون حضور مقتدرانه بسيج در صحنههاي دفاع از انقلاب اسلامي دانست و افزود: چنانچه فرمان امام در 1358 براي تشكيل بسيج صادر نمي شد ايران نميتوانست در مقابل توطئههايي كه عليه ايران برنامه ريزي شده بود به سلامت عبور كند و دستاوردهاي عظيم را حاصل كند. فرمانده كل سپاه پاسداران پيروزيهاي روزافزون ملت ايران در عرصه هاي مختلف را مرهون حضور بسيج دانست و با اشاره به تاثيرگذاري ايران در منطقه و حضور مقتدرانه براي گسترش صدور انقلاب به نقاط دنيا تاكيد كرد: اين حضور به بركت بسيج و ارتش 20 ميليوني است. جعفري در ادامه اخلاص و مجاهدت را از ويژگيهاي بارز بسيج دانست و گفت:بسيج مرز قومي،سني و جنسي نميشناسد و خوشبختانه امروز بسيجيان در نقاط مختلف كشور از جمله كردستان، خوزستان و ديگر استان هاي كشور به طور سازماندهي شده از خاك و مرزهاي كشور دفاع مي كنند. جعفري توكل به خدا و باور داشتن توانمنديها را از ديگر خصيصههاي بسيجيان دانست و تاكيد كرد: چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامي دستور صادر كنند بسيجيان كه امروز بيش از هر زماني در آمادگي دفاع از كشور هستند توطئههاي دشمن را به نحو مقتضي خنثي ميكنند. وي به ويژگي ديگر بسيج كه همان عمل بر اساس تكاليف الهي و انقلابي است اشاره كرد و گفت:بسيج بر اساس تكليف دست تجاوز ستمگران را درهم مي شكند و به سيطره و سلطه ظالمان و جهان خواران پايان مي بخشد و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و امامت مطلق حق هموار ميكند. فرمانده كل سپاه پاسداران تاكيد كرد:تا زماني كه تكليف بسيجيان در اين باره تحقق نيافته است آرام نخواهند نشست. سرلشگر جعفري تاكيد كرد:اگر دشمنان انقلاب بدانند كه امام خميني چه تكليفي بر دوش بسيجيان نهاده است هرگز خيال تجاوز به خاك ايران را در سر نمي پرورانند. جعفري بيان داشت:نعمت ولايت فقيه و رهبري كه امروز در فلسفه سياسي نظام تلفيق شده و نقشي كه مردم ما از اين نعمت درك كردهاند و عمل ميكنند سبب شده كه دشمنان ما عليرغم محاصره نظامي كشورمان، نتوانند به اهداف خود برسند. (http://www.basirat.ir/) پنجم آذر ماه ۸۶ | ||||
نوشته شده توسط عبداله در 1386-09-05 و ساعت 09:56 | - نظر(2) -
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي پيامي خطاب به چهل و دومين نشست سالانه اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا صادر فرمودند.
متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
دانشجويان گرامي:
اكنون كه چهل و دومين نشست سالانه خود را برگزار مي كنيد مايلم مراتب خرسندي خود را از اينگونه نشست ها كه اميد است منشأ خير و بركات زياد و موجب تقويت دوستي و صميميت بيشتر و اتخاذ تدابير و تصميم هاي ارزنده گردد ابراز دارم.
فرزندان عزيزم:
در شرايط كنوني كه بشريت سرخورده از مكتب ها و دسيسه ها در صدد يافتن راهي مطمئن به سوي معنويت و عدالت و عقلانيت است، ملت عزيز ايران به ويژه نسل جوان و دانشجوي آن با نشاط و بالندگي قله هاي علم و معرفت را يكي پس از ديگري فتح ميكند و دسيسه هاي دشمنان از جمله آپارتايد علمي كه از سوي سلطه گران جهاني تعقيب مي شود با عنايت الهي فقط موجب استحكام عزم و اراده آنان را فراهم كرده است.
اميدوارم شما جوانان برومند كه براي كسب دانش و تخصص دوري از وطن را تحمل و به اين هجرت علمي اقدام نموده ايد، با تمسك به سرچشمه زلال قرآن كريم و درسهاي حيات بخش نبوي و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين در كسب علم و خودسازي و جامعه سازي موفق گرديد.
از خداوند متعال براي شما فرزندان انديشمند و دين باورم توفيق روزافزون و براي امت اسلامي عزت و سرافرازي را مسئلت دارم.
سيدعلي خامنهاي
3/آذر ماه/1386
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری (۵/۹/۸۶نقل از http://www.basirat.ir/ )
نوشته شده توسط عبداله در 1386-09-05 و ساعت 02:50 | - نظر(0) -
 ؛ مرد عدالتخواهی و حقیقتطلبی.mht!http://taktaziran.com/pictures/457070_thumD.jpg)









